نگاهی به مجموعه داستان «یحیای زاینده‌رود» نوشته کیهان خانجانی

مفهوم «مرگ»، همواره یکی از اصلی ترین سوژه های داستانی در دنیا بوده است. چه اینکه این مفهوم دغدغه نوع بشر بوده و نویسنده و فیلسوف و کارمند و باغبان را از آن گریزی نیست. کم نبوده اند نویسندگانی که در طول تاریخ ادبیات به نوشتن از مرگ روی آورده اند. از ادگار آلن پو تا توماس مان، از ولفگانگ بورشرت تا همینگوی. ادعایی بیراه نیست که بگوییم هر نویسنده حتما یک داستان در حال و هوای مرگ دارد.

«یحیای زاینده رود»، مجموعه داستانی مشتمل بر 7 داستان است که همگی در حوالی مرگ می ‎گذرد. کیهان خانجانی در قریب به اتفاق داستان های این مجموعه انگشت بر احساسات بشری در مواجهه با مرگ گذاشته است.

«روضه الشهدا» و «قصه به سر رسید» داستان هایی هستند که خانجانی در آنها از راوی کودک استفاده کرده است. تو گویی حجم فاجعه تنها از نگاه کودکی قابل روایت بود که درکی از عمق اندوه ندارد. صحنه دفن جمعی تن ها در باغی که قرار بود پارک بچه ها بشود در «روضه الشهدا»، چون روضه ای روایت می شود که روضه خوان نیازی به هوار و فغان ندارد، مقتلش را می خواند و اشک مخاطب را درمی آورد.

بی گمان غیر از داستان های «یحیای زاینده رود» و «پلنگ مهتابی تاریک»، در دیگر داستان ها ما با مفهوم مرگ طبیعی روبه رو نیستیم. در اکثر داستان های این مجموعه مرگ به اتفاقی خارج از سیر طبیعی زندگی و در اثر اتفاقی بزرگتر رقم می خود. تو گویی آن اتفاق آن قدر عظیم است که مرگ را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد.

خانجانی در داستان «پلنگ مهتابی تاریک» دست به تجربه ای جدید زده است. همان طور که داستان را با جمله معروف داستان «برف های کلیمانجارو» همینگوی آغاز می کند، در جای جای داستان، «برف های کلیمانجارو» را با المان های همسان شده یادآوری می کند. در اینجا بحث فراتر از بینامتنیت می رود و به بازآفرینی و بومی سازی یک داستان می انجامد. خانجانی با فرمی که می توان آن را بومی سازی داستان کوتاه نامید به ترجمه بومی برف های کلیمانجارو دست زده است. خانجانی ابایی ندارد، حتی از عین عبارت های داستان «برف های کلیمانجارو» استفاده نماید: «زن گفت: «بی انصافی می کنی. ما هیچ وقت پول من و تو نداشته ایم.»»

صرف نظر از موفقیت یا عدم توفیق خانجانی در این داستان باید پذیرفت که این فرم، جای تولیدات زیادی برای دیگر داستان نویسان فراهم خواهد آورد.

خانجانی که زبان ورزی قهار است، در داستان های این مجموعه از زبانی مستحکم استفاده نموده و از تجربه های خاص در فرم و راوی نهراسیده است. مجموعه داستان «یحیی زاینده رود»، مجموعه ای قابل اعتناست که در روزهای پایانی سال 1397 توسط نشر پیدایش منتشر شده است.

* عنوان یادداشت وامی است از محمدعلی سپانلو بزرگ.

منتشر شده در روزنامه ایران به تاریخ 12 اردیبهشت 1398

دیدگاهتان را بنویسید