تصمیم داشتم مفصل در مورد فضای این‌روزهای کشور بنویسم. از انشقاق و گسستی که میان مردم و حاکمیت، مردم و مردم و برادر با برادر اتفاق افتاده است. از صبحی که همسرم وقتی چشم باز کرد با ترس پرسید: «حالا باید چه‌کار کنیم؟» حرف‌ها در این زمینه زیاد است و گوش‌ها کر. همه‌طرف پایکوبان و سرمست پیروزی‌اند و چشم به شکستی که در همبستگی اتفاق افتاده بسته‌اند. همه‌ی حرف‌ها را فعلا در دل خفه می‌کنم. قریب یک‌هفته که از انتخابات گذشت به من یادآوری کرد، هنوز برای شنیدن این حرف‌ها زود است.

در کوران منازعات انتخاباتی، با دوستی در خصوص مناظرات صحبت می‌کردم. کتمان نمی‌کنم که از تمام مناظرات، شاید جمعا بیش از نیم‌ساعت ندیده باشم اما همانکه زنده دیدم و برخی کلیپ‌های منتشره در جوامع مجازی، مفهومی را دوباره در من زنده کرد. «آیا ما با همه‌ی دنیا فرق داریم؟»

قد شعار‌هایمان از خودمان بلندتر است!

کیهان خانجانی می‌گفت: «نویسنده‌ی ایرانی، تک‌گویی بیرونی را بهتر از باقی زاویه دیدها می‌نویسد. چون در سنت منبر بزرگ شده. سنت تک‌گویی بیرونی.» ما شعار می‌دهیم. حتی وقتی قرار است در مورد برنامه‌هایمان هم حرف بزنیم شعار می‌دهیم. چرا؟ چون تک‌گو هستیم. چون شعار دادن هزینه ندارد و وارد گفتگو نمی‌شویم. پس می‌توانیم ادعا کنیم با همه‌ی دنیا فرق داریم و کسی هم نپرسد کدام فرق؟

احتمالا این‌روزها شما هم کم و بیش در جریان مناظره‌های انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا قرار می‌گیرید. یحتمل گوشه‌هایی از این مناظرات را هم دیده‌اید و چشم‌هایتان از کلماتی که خطاب به هم به کار می‌‌برند، از وقاحت بی‌حد و لمپنیزم آشکارشان گرد شده است. اگر ما در دوران انتخاباتی نبودیم، احتمالا بلندگوهای رسانه‌ای‌مان هم با صدای بلند می‌گفتند: «آی مردم! نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا را ببینید، چقدر بدوی و هتاکند؟!» اما این‌روزها وقت بلندگوها صرف دعواهای دیگری است!

حالا دنیای سیاست ما با دنیای سیاست آمریکایی‌ها توفیر می‌کند؟ باز این سوال را از خودمان بپرسیم، آیا ما با همه‌ی دنیا فرق داریم؟

مناظرات انتخاباتی ریاست جمهوری 1403 ایران

به عقب نگاه می‌کنیم و به جلو راه می‌رویم!

مارشال برمن در فصل آخر تجربه‌ی مدرنیته می‌نویسد: «مدرنیست‌ها هرگز نمی‌توانند پیوند خود را با گذشته به کلی قطع کنند: سایه‌ی گذشته برای همیشه همراه آنان خواهد بود و آنان نیز به رهاسازی اشباحِ گذشته و بازآفرینی آن ادامه خواهند داد، حتی به هنگامی که سرگردم دوباره‌ سازی نفس و جهان خویش‌ند.»

راستش اما من در مناظرات انتخابات ریاست جمهوری 1403، وجه مدرنیستی ندیدم. اگر به بپذیریم مدرنیته نگاهی گریان به عقب بوده در حالی که به سرعت به سمت جلو حرکت می‌کنیم، باید بگویم ما در این مجال، تنها موجودی عجیب را دیدیم که سرش را180 درجه چرخانده بودند و در حالیکه به جلو راه می‌رفت، تنها به عقب نگاه می‌کرد! از تمام مناظرات فقط منازعات گذشته به یاد آدمی می‌ماند.

مناظره بدل به مسابقه‌ای پر هیجان شده که شبیه بازهای مراحل آخر جام جهانی است! مناظرات انگار قرار نیست کسی را قانع به بهتر بودن نامزدی بکند. تنها قرار است دل هولیگان‌ها را شاد کند که فلانی آپرکات سنگینی زد و … . مناظره عرصه‌ی هورا کشیدن است. حالا برگردیم به متن بخش بالا! ما با همه‌ی دنیا فرق داریم؟ انگار نداریم، نه؟

مناظره چه باید می‌بود؟

در کوران انتخابات با دوستی در مورد بایسته‌های مناظراتی حرف می‌زدم. گفت: «واقعا کسی اگه با این مدلی که تو می‌گی بیاد تو مناظره، شانس انتخاب داره؟» آنجا هم از دوستم پرسیدم و اینجا هم از شما می‌پرسم: «آیا ما با همه‌ی دنیا فرق داریم؟» اگر این گزاره صحیح است و تنها شعاری در انبوه شعارهایمان نیست، باید انتظار داشته باشیم که در سطحی دیگر مناظره برگزار شود. همیشه این سوال برای منِ نویسنده جاری است که آیا باید با سلیقه‌ی نُرم مخاطب حرکت کنم یا سعی کنم برای مخاطب سلیقه‌سازی کنم؟ من راه دوم را انتخاب می‌کنم، حتی اگر کم خوانده شوم. امیدوارم روزی این حرکت‌های کوچک من و همقطارانم موجی بزرگ بسازد. حالا اگر ما ادعای فرق داشتن داریم، باید سلیقه‌سازی کنیم، نه اینکه تن بدهیم به خواست هولیگان‌ها.

در مناظراتی که از سر گذراندیم، همان اندک دقایقی که به ارائه‌ی برنامه می‌گذشت، می‌توانست منشاء آغاز مناظره‌ی اصولی باشد. وقتی کسی از برنامه‌ی صادرات فلان میلیارد دلاری بیسار محصول به بهمان کشور حرف می‌زد، باید نامزدهای دیگر سوالاتی برای به چالش کشیدن برنامه می‌داشتند. می‌پرسیدند کل مصرف آن کشور بسیار کمتر از عددی است که شما می‌گویید، چگونه می‌خواهید به این عدد برسید؟ می‌پرسیدند با این‌همه تنش آبی جاری در کشور، منطقی است به سراغ صادرات غیر مستقیم آب برویم؟! و از این دست چالش‌ها. آن‌موقع شاید می‌شد امیدی به مناظره بست. آن‌موقع سر این موجود چرخیده بود و به جلو نگاه می‌کرد. اما همگان بهتر دیدند به عقب نگاه کنند و دژواژه نثار هم کنند!

ما اگر فرق می‌کنیم باید در این مصاف هم فرق کنیم، وگرنه باور کنید مناظرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بسیار جذاب‌تر مناظرات شماست! چون لااقل برای فحش دادن دنبال واژه‌ی جایگزین نمی‌گردند!

 

+در مورد آدم‌ها و گروه‌ها حرف زیاد دارم اما هنوز گوشی برای شنیدن نیست.

دیدگاهتان را بنویسید